+ نوشته شده در شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 23:5  توسط JEFF
|
ترس...jeff
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 17:20  توسط JEFF
|
تنهاتر از همیشه...JEFF
عشقم پیشم بمون تو هردم
می دونی بدون دستای تو سردم
بیا پیشم بمون یه وقت نری از تو قلبم
آره آره من عاشقت بودم من قبلا
آرزوم اینه بمونی پیشم کنارم
خوشحالم از اینکه دوتا چشمات ودارم
پس باید بیای بمونی پیشم نری تو
آره بزا بگم گلم ...JEFF
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 11:38  توسط JEFF
|
دلگیرم ازت...JEFF
باید تورو پیدا کنم شاید هنوزم دیر نیست
تو ساده دل کندی ولی تقدیر بی تقصیر نیست
با اینکه بی تابه منی بازم منو خط می زنی
باید تو رو پیدا کنم تو با خودت هم دشمی...jeff
کی با یه جمله مثل من میتونه آرومت کنه
اون لحظه های آخر از رفتن پشیمونت کنه
دلگیرم ازاین شهر سرد این کوچه های بی عبور
وقتی به من فک می کنی حس می کنم از راه دور
آخر یه شب این گریه ها سوی چشامو می بره
عطرت داره از پیرهنی که جا گذاشتی می پره
باید تورو پیدا کنم هرروز تنهاتر نشی
راضی به با من بودنت حتی از این کمتر نشی
پیدات کنم حتی اگه پروازم و پرپرکنی
محکم بگیرم دستتو احساسمو باور کنی
باید تو رو پیدا کنم . . . JEFF
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 22:11  توسط JEFF
|
نفسم پیش کش تو... JEFF
با تمام توانم به سوی تو حرکت کردم هرچه سریعتر
رسیدن رابهتر میدانستم اما فکر نرسیدن را هیچ وقت نداشتم
هر چه سنگ بود زیر پای من ریخته شد همیشه برای تو بودن
ولی به تونرسیدم مرگ تدریجی دادن تمام احساسات
و کشیدن عذاب برای همیشه
ولی نشنیدن هیچ صدا و ندیدن هیچ علاقه ای تو چه
میگویی من نابود شده ام بدون تحرک
خالی و پوچ دویدن و زیبا حرف زدن به سوی تو
حرکتم کند شده وفقط شنونده شده ای
نمی شناسی و نمی خواهی شناخته شوی سکوتم را
علنی میکنم اعتصاب می کنم و به سوی رفتم فکر میکنم
تو نمی دانی من به رفتم کجا فکر میکنم
همه را برایت می خواهم حتی ...
خدا با ماست ...JEFF
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 1:6  توسط JEFF
|
من نمی خوام بسوزم ...JEFF
همسفر تنها نرو بزا تا باهم بریم
سرنوشتمون یکی هردو مون مسافریم
تازه از راه رسیدم هنوزم خسته ی راه
همسفر تنها نرو بزا تا منم بیام
سخت دل کندن از این شهر و دل بستگیاش
موندم از خونه جدا با همه خسته گیاش
جون به لبهام رسیده تا به کی دربدری
زخم غربت روتنم که بازم باید بری...JEFF
برای تو ......
صبر کردن دردناک است و فراموش کردن دردناکتر ولی دردناکتر
از همه این است که ندونی باید صبر کنی یا فراموش ...JEFF
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 19:39  توسط JEFF
|
ساده ی گیج...
به ساعت نگاه کردم باز به یک اشتباه دیگر
گذر زمان و مرور می کردم باز یک اشتباه دیگر
تختخواب یک نفره عکس گرفتن در آتالیه
ساکت باش فقط ( صریح بگو خدا حافظ )؟
درون قالبی هستم یکی از چشمانم سفیدتر است
قبولی صدرصد تضمینی
مثلثی شکل تمام شده پراز پول به به راستی
وقت نمی کنم برای تعویضش
جای مناسبی پارک کرده ام من رقم ششم هستم
باد به سرعت ابرها را کنار می کشد ولی ماه کجاست؟
جناب دروغ امپراطوریت مبارک توانستی
رای همه رابخری دلم برای حقیقت می سوزد
انقدر دست و پازد کتک خورد سرش راشکستند
من که گفتته بودم پازلهارو درست نچیدی
تعجب اصلا واژه ای گنگ است چون زمانه ای شده
که همه چیز می شود نه دیگر معنی نمی دهد
بازی به دو حالت بردیا باخت تمام می شود چون
فقط حذف قانون است
در هر مکانی که باشی
گم را پیدا کنیم بپرسیم کجا بودی ؟
دارد نزدیک می شود نمی توانم ادامه را بنویسم
کسی به من نزدیک می شود
می خواهم بروم و فقط دعا کنم
بهترین لحظه است
خدا کند که خودش باشد ...JEFF
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 19:7  توسط JEFF
|
تقدیم به عشق ابدیم ...
زیبا من چیا بگم عاشقی باورت میشه؟
تو که خیلی بهترازمااین چیزا سرت میشه
چشای ناز تو که وا می شه،آفتاب می زنه
تازه وقتی تو بگی صورتشو آب می زنه
باغمت هزار تاخنجر تودلم فرو می ره
ماه اگه برق چشاتو ببینه از رو می ره
زیبا چشم تو اگه با رویاهام قهر کنه
آسمون،دلش می خواد شهرو پر ازابر کنه
گفتی فاصلس میون من و رویاهام باتو
باشه اما نمی دم هرگز به هیچکسی جا تو
زیبا اسمت که می یاد بدجوری دیوونه می شم
ولی گفتی قصه شو که نمیشه بیای پیشم
زیبا آتیش می زنه دل منو اخمای تو
نکنه اضافه شن باعشق من زخمای تو
زیبا ناز کن که چشات، ناز خریدنی داره
اون چشات کلی ستاره های چیدنی داره
مال هیچ کسی نشو چون اینجاها فرشته نیس
عشقا و عاشقیا تلخه مث گذشته نیس
گفتی فاصله س میون فکر مو،حقیقتت
کاشکه داشتم یه ذره ،فقط یه کم لیاقتت
تشنه بودم واسه ی شنیدن یه دنیا حرف
تو یه کم گفتی و بعدش،دوباره سکوت و برف
جای برفا روی کاغذ می شه نقطه چین گذاشت
حرف تو بشه باید این قلمو کنار گذاشتعمریه موندم توی مصراع اول چشات
فقط این فعلو بلد شدم که می میرم برات
اگه بین همه تو دنیای ما جنگ بشه
عشق من محاله به چشم تو کمرنگ بشه
اگه باورت نشد بذار زمان نشون می ده
جواب سوالای سختو همیشه اون می ده
تودوسم نداشته باش ،بازم قشنگه عالمت
کسی که می دونه اما می نویسه....
زیبا کاری اگه کردم و تو رنجیدی ببخش
دنیا باید بدونن فرشته ای ،پس بدرخش
دوستت دارم ...JEFF
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 22:12  توسط JEFF
|
عروس آرزوهام
تمام باور من قصه ی رهایی هاست
که بند بند وجودم پر از جدایی هاست
به ضربه ضربه ی قلبم قسم که می شنوم
کلام گم شده ای بین بی صدایی هاست
غریب این همه فکرم غریب این همه دست
نگاه غربت من محو آشنایی هاست
به نغمه نغمه ی روحم قسم نمی رنجم
اگر تمام زمین غرق بی وفایی هاست
دلم،پرنده ی پرواز بی قراری هاست
دلی که هر سفرش نبض یادگاری هاست
به قطره قطره ی خونم چه سخت می گردم
مسیر گم شده ای راز ماندگاری هاست
دراین اتاقک غمگین چه سبز می بالم
توان بسته ی من درک سازگاری هاست
به لحظه لحظه ی شب ها طنین من جاریست
قفس قفس به تنم گریه ی قناری هاست
تمام قصه ی من تشنه ی رهایی هاست
که دل پرنده ی پرواز بی قراری هاست ...JEFF

+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 13:55  توسط JEFF
|
عروس خوب قصه ی من
گفتمش بی تو چه باید کرد؟
تاری از زلف سیاهش را داد
گفتمش مونس دلهایم کسیت؟
عکس از رخ ماهش راداد
وقت رفتن همه رابوسید به من از دور نگاهش راداد
یادگاری به همه دادو به من
انتظار سر راهش را داد... JEFF
این کارت پستال و تقدیم می کنم به عشق ابدیم...
+ نوشته شده در جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 17:52  توسط JEFF
|